تبلیغات
etoope - !!!!11!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوم دبستان که بودم تو دستشویی مدرسه پسره بهم گفت: یکی تو این دستشویی گیر کرده!
منم که تازه باشگاه کاراته رفته بودم اصلا نگفتم چرا خودت کمکش نمی کنی؟ یا اصلا چرا کسی تقلا نمیکنه؟ دور خیز کردم و با آخرین زور لگد زدم به در، که کل دستشویی لرزید! 5 ثانیه بعد در دستشویی باز شد، ناظم بود! با چشمای گشاد شده از ترس و شلواری که با دستاش بالا نگه داشته شده بود و البته کمی خیس! مستقیم اومد سمتمو دستشو که دو برابر صورتم بود برد بالا و خوابوند تو گوشم!
بعد از اون من دیگه باشگاه کاراته نرفتم!


تاریخ : سه شنبه 17 دی 1392 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : آرمان سرافراز | نظرات

  • قالب وبلاگ | گسیختن | فارسی بوک